العلامة المجلسي
746
حياة القلوب ( فارسي )
مىباشد ؛ عجب دارم از كسى كه ايمان به قضا وقدر خدا دارد چگونه مىترسد - به روايت ديگر چگونه اندوهناك مىشود « 1 » - از بلاها ؛ عجب دارم از كسى كه جهنم را به ياد مىآورد چگونه مىخندد ؛ عجب دارم از كسى كه ببيند دنيا را وگرديدن دنيا را از حالي به حالي چگونه دل به دنيا مىبندد - به روايت ديگر عجب دارم از كسى كه يقين به حساب آخرت دارد چگونه گناه مىكند « 2 » - سزاوار است كسى را كه عقل رباني أو را روزى شده باشد آنكه متهم نگرداند خدا را در آنچه براي أو مقدّر كرده است ، يعنى تصديق كند كه البتة خير أو در آن است واعتراض نكند بر خدا كه چرا روزى أو دير به أو رسيده است » « 3 » . وبه سند صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : آن گنج واللّه كه از طلا ونقره نبود ونبود مگر لوحى كه در آن اين چهار كلمه بود : « منم خداوندى كه بجز من خداوندى نيست ، محمد رسول من است ، عجب دارم براي كسى كه يقين به مرگ داشته باشد چرا دلش شاد مىباشد ؛ عجب دارم براي كسى كه يقين به حساب قيامت داشته باشد چرا دندانش به خنده گشوده مىشود ؛ عجب دارم براي كسى كه يقين به قدر داشته باشد چرا دلگير مىباشد از دير رسيدن روزى أو يا چرا گمان مىكند خدا روزى أو را دير خواهد فرستاد ؛ عجب دارم براي كسى كه نشئهء دنيا را مىبيند چرا انكار نشئهء آخرت مىكند » « 4 » . در حديث معتبر ديگر فرمود : فتاي موسى عليه السّلام كه رفيق آن حضرت بود در سفر مجمع البحرين يوشع بن نون بود . وفرمود : انكارى كه حضرت موسى عليه السّلام بر خضر مىكرد براي آن بود كه از ظلم انكار عظيم داشت آن كارها به حسب ظاهر ظلم مىنمود « 5 » . به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : خضر عليه السّلام پيغمبر مرسل بود ، خدا أو را مبعوث گردانيد بسوى قومي وايشان را دعوت كرد به يگانهپرستى خدا واقرار به
--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 339 ؛ كنز الفوائد 178 . ( 2 ) . عيون أخبار الرضا 2 / 44 . ( 3 ) . تفسير قمى 2 / 40 ؛ قرب الإسناد 375 ؛ صحيفة الإمام الرضا عليه السّلام 254 . ( 4 ) . خصال 236 . ( 5 ) . تفسير قمى 2 / 40 .